شمس الدين حافظ
632
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
548 - « درونم خون شد » سليمى منذ حلّت بالعراق * الاقى من نواها ما الاقى الا اى ساربانِ محمل دوست * الى ركبانكم طال اشتياقى خرد در زندهرود انداز و مى نوش * به گلبانگِ جوانان عراقى بيا ساقى بده رَطْلِ گرانم * سقاك اللّه من كأس دهاق جوانى بازمىآرد به يادم * سَماع چنگ و دستافشان ساقى مى باقى بده تا مست و خوشدل * بِه ياران برفشانم عمرِ باقى درونم خون شد از ناديدن دوست * الا تعسا لايّام الفراق ربيع العمر فى مرعى حماكم * حماك اللّه يا عهد التّلاقى دمى با نيكخواهان متّفق باش * غنيمت دان امور اتّفاقى بساز اى مطربِ خوشخوانِ خوشگو * به شعر فارسى صوت عراقى عروسى بس خوشى ، اى دختر رَز * ولى گهگه سزاوار طلاقى مسيحاى مجرّد را برازد * كه با خورشيد سازد هم وُثاقى دموعى بعدكم لا تحقروها * فكم بحر عميق من سواقى وصال دوستان روزىّ ما نيست * بخوان حافظ غزلهاى فراقى * توضيحات : معنى بيت ( 1 ) ( از هنگامى كه سليمى ( معشوقه ) در عراق فرودآمد از محبت او و يا از فراقش دچار درد و رنجى شدهام ) خرد ( عقل ) معنى بيت ( 2 ) ( اى ساربان آگاه باش كه كجاوه محبوب را به منزل يار مىبرى ، آرزوى من براى سوارشدگان اين كجاوهها زياد است ) زندهرود ( زايندهرود ) معنى بيت ( 4 ) ( اى ساقى ، بشتاب و پيمانه و قدح سنگين لبالب را بده ، خداى تعالى تو را از شراب و از قدح پر از شراب سيراب كند ) گلبانگ ( آواز ) معنى بيت ( 7 ) ( از اينكه دوست را نمىبينم ، خون دل مىخورم ، الهى كه ايام فراق هلاك شود ) سماع چنگ ( آواز چنگ ) معنى بيت ( 8 ) ( اميد است در بهار عمر كه دوران تازگى زندگى است به وصال شما برسيم و زمان وصال حق تعالى ترا از آفات و بلايا حفظ كند ) معنى بيت ( 13 ) ( اشكهاى چشم من به دنبال شماست ، پس آنها را كوچك و حقير مشماريد زيرا چه بسا درياها كه از چشمههاى كوچك بوجود مىآيد ) دستافشان ( رقص ) غزلهاى فراقى ( شعرهاى هجران و فراق و دورى بساز ) وثاق ( اطاق ) رز ( انگور ) مسيحاى مجرد ( حضرت عيسى ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - خواجه در بيتهاى 3 و 5 و 6 و 9 به ترتيب فرمايد : ( عقل را در رودخانه زايندهرود اصفهان بينداز و به آواز بلبلان مانند جوانان سرزمين عراق شراب بخور ) ( آواز چنگ و كف زدن ساقى ، عشق و هوس و شور و نشاط جوانى را به يادم مىآورد ) ( باقىمانده شراب را نيز در جام بريز و به ما بده تا با سرمستى ، شور و نشاط را نثار ياران كنيم ) ( يك لحظه با ما دوستان مشفق و سازگار همراه باش زيرا چنين امورى ، گاهى اتفاق مىافتد ، بايد غنيمت شمرد ) با توجه به نيت خود تفسير كنيد كه عين صواب است . 2 - اين نيت بسيار برازنده و شايسته مىباشد ، بهطورىكه انجام آن مسير زندگى شما را تغيير خواهد داد ولى هر كار بزرگى مسلما خطرات بيشمارى نيز دارد كه بايد در رسيدن به مقصود از آن خطرات استقبال نموده و دامن همت بر كمر بسته و اقدام كرد ، پس اگر اراده و همت داريد به شما تبريك مىگويم اما اگر مردد و بارى بهر جهت هستيد ، به صلاح شماست كه از آن منصرف شويد ، چون در اين كار زيركى و هوش و تلاش ويژهاى بايد صرف كرد . 3 - هيچ كاميابى با بگومگو و لجبازى بدست نيامده است ، پس شما با اخلاق نيكو و صبر و شكيبايى مىتوانيد شير درنده را به دام خود بيندازيد ، چون حق با شماست ، ترس نداشته باشيد . 4 - آقا و خانم عزيز ، با توجّه به بيتهاى اين غزل خصوصيّات شما چنين است : يا منفى كامل يا مثبت كامل مىباشيد ، حد وسط نداريد ، از انتقاد خوشتان نمىآيد ، كمكار و خونسرد هستيد و اگر به شما هفتهاى چند بار بگويند دوستت داريم ، لذت مىبريد و انرژى پيدا مىكنيد ، از ثروت و شهرت برخورداريد اما قانع و متواضع مىباشيد . پيرو ضرب المثل : سيلى نقد به ز حلواى نسيه مىباشيد ، موفقيت همگام شماست .